ایوسیف آلکساندروویچ برودسکی (1940- 1996)

شاعر، نویسنده ، مترجم و نمایشنامه نویس روس ، و برنده ی نوبل ادبی 1987 ، در سال 1972 بنا به تصمیم دولت شوروی از وطن خود اخراج شد و به آمریکا مهاجرت کرد.
در تاریخ 8 ژانویه 1964 روزنامه " عصر لنینگراد" مقاله ای علیه برودسکی منتشر کرد که منجر به دستگیری وی شد.اولین جلسه ی دادرسی محرمانه بود و پس از آن شاعر به بیمارستان روانی فرستاده شد اما پس از سه هفته او را از نظر روانی سالم و مستعد کار اعلام کردند.دومین جلسه ی دادگاه علنی بود و در این جلسه حکمی مبنی بر اتهام برودسکی به عنوان " انگل جامعه" صادر و مجازات 5 سال تبعید به شمال روسیه همراه با کار اجباری برای او مقرر شد.
بخشی از مکالمات قاضی و متهم در دادگاه :
قاضی: سابقه ی کار؟
برودسکی: تقریباً...
قاضی: واژه ی " تقریباً" برای ما قابل قبول نیست.
برودسکی: 5 سال.
قاضی: کجا کار می کردید؟
برودسکی: در کارخانه. در هیئت های زمین شناسی ...
قاضی: چه مدتی در کارخانه کار می کردید؟
برودسکی؟ یک سال.
قاضی: عنوان شغلی شما چه بود؟
برودسکی: فرزکار.
قاضی: به طور کلی تخصص شما چیست؟
برودسکی: شاعر- شاعر و مترجم.
قاضی: چه کسی این را تایید کرده است؟ چه کسی شاعر بودن شما را به رسمیت می شناسد؟
برودسکی: هیچکس ( با لحنی آرام) ... چه کسی انسان بودن مرا به رسمیت می شناسد؟
قاضی: شما در این زمینه تحصیل کرده اید؟
برودسکی: در کدام زمینه؟
قاضی: برای اینکه شاعر بشوید درس خوانده اید؟ دوره ای گذرانده اید؟
برودسکی: من فکر نمی کردم...من فکر نمی کردم که در این مورد رشته تحصیلی وجود داشته باشد.
قاضی: چگونه فکر می کنید؟
برودسکی: من فکر می کنم ( دستپاچه)...این استعدادی خدادادی است.
قاضی: آیا از محضر دادگاه تقاضایی دارید؟
برودسکی: می خواهم بدانم مرا به چه دلیلی بازداشت کرده اند.
قاضی: این سوال است، تقاضا نیست.
برودسکی: بنابراین تقاضایی ندارم.

عکسی از سالن دادگاه
|
+| نوشته شده توسط
نسترن زندی در شنبه سیزدهم آذر 1389
|